تبليغاتX
هادی‌نامه - یک بازی وب‌لاگی تلویزیونی لاستی

هادی‌نامه

دغدغه‌های روزمره يک دانش‌جوی جامعه‌شناسی كه با حفظ‌سمت، روزنامه‌نگاری هم می‌كند...

یک بازی وب‌لاگی تلویزیونی لاستی

تو شبیه کدام آدم «گم» هستی؟

     چند شب پیش که برای شام به رستورانی رفته بودیم، دور میز کناری‌مان چندتا جوان هم‌سن‌وسال خودم نشسته بودند. دوتاشان خیلی دیر آمدند. وقتی رسیدند سر میز، همه آن‌ها که قبلش رسیده بودند از آن دوتا پرسیدند: داشتید «لاست» می‌دیدید که ما را کاشته بودید؟!

 

مجموعه تلویزیونی «گم (Lost)» که این‌روزها در ایران پرطرف‌دار شده است     لازم نبود این اتفاق بیفتد تا مطمئن شوم این روزها لاست بیش از هر فیلم دیگری، محبوب مخاطبان ایرانی - به خصوص جوان‌ترها - شده است. مجموعه تلویزیونی «لاست» البته همه‌جای دنیا پرطرف‌دار شده: برایش دایرة‌المعارف اختصاصی راه انداخته‌اند، طرف‌دارهایش کلی وب‌سایت و وب‌لاگ دارند، و عده زیادی هم هستند که اساساً آمده‌اند تا آینده این سریال معمایی و ماجرایی را لو بدهند.

 

     خیلی‌جاها نام این سریال را به «گم‌شده» یا «گم‌شدگان» ترجمه کرده‌اند اما به نظرم اگر قرار باشد نام این سریال را ترجمه کنیم، به نظرم بهترین معادل «گــُـم» است.

 

     دوماه است جز «گم»، فرصت نکرده‌ام هیچ فیلم یا سریال دیگری تماشا کنم و همین امروز و فرداست که فصل چهارش را هم تمام کنم و بروم توی خماری - تا دی‌ماه که فصل پنجش شروع شود. چندوقت‌پیش نیما نوشته بود که وب‌لاگ‌های فارسی دارند از خاصیت شخصی‌بودن‌شان دور می‌شوند. به فکرم رسید اگر قرار باشد من در وب‌لاگم، شخصی بنویسم، نامردی است اشاره‌ای به این مهم‌ترین سرگرمی این‌روزهایم نکنم.

 

     هر کس این سریال را ببیند، از همان اولش مرتب خود را جای شخصیت‌های متعدد و متفاوت «گم» قرار می‌دهد. به نظرم شخصیت‌ها آن‌قدر کامل و چندلایه در آمده‌اند که می‌توانیم هر جنبه از خودمان را در یکی‌شان پیدا کنیم. اما بعد از چند قسمت هر کس می‌تواند خودش را به یکی از شخصیت‌ها شبیه‌تر ببیند. مثلاً کورش در وب‌لاگش اشاره کرده که خود را شبیه جان لاک می‌بیند. به نظر من هم او شبیه جان لاک است؛ با همان بدقلقی‌ها و تیزبینی‌ها و مهربانی‌ها و دانایی‌ها و به‌خودمطمئنی‌هاش!

 

خودم فکر می‌کنم شخصیتم شبیه شخصیت هارلی است     فکری شدم که من شبیه کدام هستم؟! حالا در میانه فصل 4 سریال «گم» می‌توانم بگویم شخصیت و روحیه‌ام خیلی شبیه هارلی (هوگو) است! شاید اگر به حال خودم رها شوم و امکاناتش (چیپس و کرانچی و هیس و ماءالشعیر و آب انبه و شیرموز و شیرینی و خامه و مربا و هر خوراکی خوش‌مزه دیگری + یک کاناپه راحت + خیال آرام) جور باشد، به یک ماه نمی‌رسد که هیکلم هم بشود شبیه او.

 

     حالا تو بنویس! فکر می‌کنی شبیه کدام‌یک از آدم‌های «گم» هستی؟!

 

     خوش‌حال می‌شوم اگر دکتر مجیدی، نیما، و هر یک از دیگر دوستانم که خبر ندارم این سریال را دیده‌اند یا نه، به این سوال پاسخ بدهند. اگر هم وب‌لاگ نداری، می‌توای همین پایین کامنت بگذاری!

 

     پس‌نوشت: نیما اکبرپور نوشت که خودش را شبیه سعید جراح می‌داند؛ یا دست‌کم دوست دارد شبیه او باشد.

+ نوشته شده در  2008/6/11ساعت 19:40  توسط هادی  |