بنكسی و گرافيتی و نقاشی اعتراض
نقاشی؛ روی ديواری كه بايد خراب شود
گرافیتی (Graffitti)، هنر اعتراض است - هنر دادزدن. هنوز بهدرستی معلوم نیست فارسیاش چه میشود. داریوش آشوری در وبلاگش جـُـستار دیوارنگاری را پیشنهاد میکند. حالا اسمش و فارسیاش مهم نیست. همهجا دیدهایماش - گرافیتی را. همان دیوارنگاریهای روزهای بهمن 57 - همان که جوانی دستش را زده در خون دوستش و زده روی دیوار و نقش یک کف دست قرمز به رنگ خون مانده روی دیوار، همان دیوارنگاریهایی که پشت تختهآگهیهای بزرگراههای تهران میبینیم، اینها اسمشان گرافیتی است.
گرافیتی هنر اعتراض است، هنر دادزدن. ارزان است و بیخرج. زود میتوانی کارت را روی دیوار بکنی و در بروی. هنر اعتراض یعنی این. بی هیچ شیلهپیله و دنگوفنگ و ادا و اطوار. دستبالاش اگر کسی سر
برسد، اسپریات را - که ابزار اول و آخر دیوارنگاری است - میاندازی و در میروی؛ کاری که باباها و عموها و داییهامان در روزهای پرسروصدای 57 بارها و بارها تجربهاش کردهاند.
بنکسی هم مثل گرافیتی فقط یک اسم است؛ شاید به همان اندازه مشهور و جاافتاده. هیچچیز دیگری هم جز این نام نیست. او کسی است (احیاناً مرد) که نگذاشته از چهرهاش عکس بگیرند و اسم واقعیاش را هیچجا درز نداده. نمیخواهد اسمش بیشتر از هنرش - همان دیوارنگاریهای معروفش - شنیده شود. بنکسی که در شهر بريستول در بريتانيا زندگی میکند، هرگز اجازه نمیدهد عکسش را بردارند. بنکسی کارش این است که دوره میافتد و هرچیزی را که به نظر آدمبزرگها (سنت اگزوپری کجاست؟!) خیلی جدی و سفتوسخت میآید، به مسخرهترین شکل شوخی میگیرد.
یکی از پرسروصداترین جاهایی که او رفته و حسابی هم هنر ریخته، روی دیوار حائلی است که دولت اسرائیل بین شهرکهای یهودینشین و مناطق هنوز فلسطینینشین ساخته است. همان دیوار معروف 680 کیلومتری که اسرائیلیها به بهانه «حفاظت» از خود در برابر حملههای فلسطینیها ساختهاند و صدای هم را درآورده: از کشورهای اسلامی گرفته تا دادگاه بينالمللی لاهه که اين اقدام اسراييل را «نقض قوانين بينالمللی» خوانده، و همینطور عفو بینالملل و سازمان حقوقبشر. در سويی از اين ديوار که رو به کرانه باختری است، 9 دیوارنگاری توسط بنکسی کشيده شده که دیوار را به مسخره گرفتهاست.
يکی از اين نقاشیها پلاژی را نشان میدهد و سوژه دیوارنگاری ديگر منظره، يک ناحيه کوهستانی است. بنکسی سخنگو هم دارد. آن سخنگوئه که اسمش جو بروکز است، میگوید: نيروهای امنيتی اسرائيل برای منصرفکردن بنکسی از اين کار، تيراندازی هوايی تهدیدآمیز کرده و حتا چندبار او را با اسلحه هم تهديد کرده بودند. در يکی دیگر از دیوارنگاریهای بنکسی، سر يک اسب سفيد ديده می شود که به نظرمیرسد از داخل سوراخی دزدانه درحال نگاهکردن به آن طرف ديوار است. در دیوارنگاری دیگری میتوان تصوير نردبانی را ديد که ظاهراً برای بالارفتن از اين ديوار امنيتی است.
بنکسی دارد داد میزند؛
درست مثل راجر واترز که رفت کنار همان دیوار
و رویش نوشت: این دیوار باید خراب شود!
بپرس آنکه باید به این «باید» تن بدهد،
قبلاًبه کدام «باید» تن داده مگر؟!
