مجرى شيطان و پرجنب‌وجوش برنامه «جزر ومد»

و ديده‌شده‌ترين چهره رمضان گذشته

هيچ حرفى نزدم که قبولش نداشته‌باشم!

 

احسان على‌خانى خيلى خودمانى‌تر و خاکى‌تر از کسان ديگرى است که براى دادن وقت يک گفت‌وگو آسمان را به زمين مى‌بافند. او به‌سادگى به ما وقت مى‌دهد: «جام‌جم که روزنامه خودمان است. اگر بخواهيم با نسل‌سومش گفت‌وگو نکنيم، پس با کجا گفت‌وگو کنيم؟!» با درخششى که احسان در اجراى «جزر و مد» از خود نشان داد و توانست خيلى‌هايى را که اين برنامه را دوست نداشتند، پاى اجراى خودش بنشاند، مى‌خواستيم او آخرين مهمان رمضانى نسل‌سوم باشد؛ اما يک طلسم - از آن جنّى‌هاش - گفت‌وگوى‌مان را با احسان تا امروز که شما مى‌خوانيد عقب انداخته‌است.

احسان را سرانجام در يکى از عصرهاى سرد آبان (ماه تولد احسان و خودِ من!) در دفترش در خيابان اراک مى بينم؛ به همان پرشروشورى و همان پرهيجانى و پرجنب‌وجوشى که دو-سه هفته در «جزر و مد» ديديدش. همان‌طورى دست‌هاش را تکان مى‌دهد و حرف مى‌زند، صدايش را جورى که خسته نشوى بالا و پايين مى‌برد، در هر دو جمله‌اى که مى‌گويد دست‌کم يک‌بار ازش «آفّرين!» مى‌شنوى با ف مشدد - تکيه‌کلامى که انگار خودش حواسش به‌اش نيست. اما احسان يک فرق بزرگ با آن چيزى که در تلويزيون‌هاى خانگى‌تان مى‌بينيد دارد: او درشت‌تر و بزرگ‌تر از احسان کوچکى است که در استوديوى «جزر و مد» به نظر مى‌رسيد. خودش که مى‌گويد قصد دارد در رژيم‌غذايى‌اش تجديدنظر کند؛ هرچند به نظر نمى‌رسد چندان ضرورتى داشته‌باشد اما خب کسى از خوش‌تيپى بدش نمى‌آيد، چه برسد به مجرى چشم‌روشن محبوب و محجوب شبکه3!

 

>>> گفت‌وگوى کامل با احسان على‌خانى را بخوان (PDF)

>>> نسخه چاپ‌شده گفت‌وگو در روزنامه جام‌جم (PDF 2 - PDF 1)