یکی هم من را تحویل بگیرد و فیلـ‌ ـترم کند!

یکی بیاد ما رو هم زنجیری کنه که آب‌رومون رفتوب‌لاگ خوب، وب‌لاگ فیلـ ـترشده است 

     خیلی دارم زور می‌زنم که خودم را نگه دارم و این را ننویسم اما نمی‌توانم! در این یکی‌دوروزه چندتا وب‌لاگ و وب‌سایت دیگر هم به سیاهه لازم‌الفیلـ ـترها اضافه شدند؛ یکی‌شان هم زیگ‌زاگ که نمی‌دانم کجاش به کجای کی برخورده که نشانی دات‌نتی‌اش را هم سد کرده‌اند.

     فکر کنم تا چندوقت دیگر به جز وب‌سایت‌های اداری و وزارت‌خانه‌ای، فقط می‌توان خبرگزاری فارس و ایرنا را خواند و وب‌لاگ‌های واقعاً آموزنده بچه‌های خبر ۲۰:۳۰ را، و البته وب‌لاگ آقای رییس‌جمهورمان را.

     کم‌کم اوضاع دارد جوری پیش می‌رود که فیلـ ـترنشدن برای وب‌لاگ‌ها و وب‌سایت، حکم فحش و ناسزا را پیدا کند. همین‌روزهاست که اگر فیلـ ـتر نشده باشی، به‌ات چپ‌چپ نگاه می‌کنند که: یا آن‌قدر مجیزگو و پاچه‌خوار بوده‌ای که دلیلی برای فیلـ ـترشدن‌ات پیدا نکرده‌اند؛ و یا آن‌قدر بی‌خاصیت و مفنگی بوده‌ای که عموفیلـ ـترباف تو را به کفشش هم نگرفته!

     آقا! خانم! شما کسی را در این شورا یا نمی‌دانم چی‌چی تشخیص مصادیق وب‌لاگ‌های لازم‌الفیلـ ـتر ندارید که وساطتی کند و ما را هم بگذارد در همان سیاهه؟! این‌طوری که هنوز سدّمان نکرده‌اند، وب‌لاگ برای‌مان می‌ماند اما آب‌رو نه!

     قصه، شده قصه انتخابات مجلس هشتم و ردّ صلاحیت‌ها و ... بَعــــــــله دیگر! فکر کنم حالا دیگر ادلـّه و بیـّنه کافی دادم دست عموفیلـ ـترباف...

برای روز معلم - 12 اردیبهشت

درود بر معلمی که نمی‌دانم امروز کجاست

 

     با بیشتر معلم‌هایم رابطه‌ای خوب و دوستانه داشته‌ام. با خیلی هاشان هم‌سفر شده‌ام و با خیلی‌های دیگر کتاب و فیلم، بده‌بستان کرده‌ام. در تمام روزهای آن ۱۲سال تحصیلم در مدرسه، تنها یک‌بار از معلمم «کتک» خوردم؛ یک پس‌گردنی که معلوم بود معلمم با وجود عصبانتیش، به‌دشواری تلاش کرده مهارش کند. آن پس‌گردنی را آقای طالقانی زد؛ کلاس دوم راه‌نمایی. عصبانیتش به‌جا بود.

 

     اما میان همه معلم‌هایی که داشته‌ام، معلم سال اول دبستانم را بیش و بهتر از همه به یاد دارم: آقای لشنی. سال اول دبستان را به فراخور کار پدرم در دورود (شهرستانی نزدیک خرم‌آباد) گذراندم؛ در یک مدرسه دولتی. به گمانم اسمش مدرسه شاهد بود. هنوز بعدازظهرهای ابری و دل‌گیر دورود را که در کلاس‌های پرنفر و کوچک و کم‌نور آن مدرسه می‌گذراندیم، خوب به یاد دارم.

 

     آخر سال که شد، آقای لشنی (فکر کنم به این خاطر که شاگرد اول کلاس شده بودم) به‌ام یک دفترچه ۶۰برگ از همان‌ها که جلد کاهی آبی داشت و رویش نوشته بود «تعلیم و تعلم عبادت است - امام خمینی» و فکر کنم از نوستالژی‌های دهه‌شصتی همه‌مان باشد، هدیه داد و یک کتاب از مجموعه‌داستان‌های هانس کریستین اندرسن؛ و فکر کنم یک مداد.

 

     چیزی که باعث شده هیچ‌وقت آقای لشنی و نفس گرمش را که اغلب ته‌مایه‌ای از بوی تلخ سیگار داشت فراموش نکنم و مطمئن باشم اگر روزی پیدایش کنم و ببینم‌اش راحت به دست‌هایش بوسه بزنم، یک بیت شعری بود که با خط معلم‌اول‌دبستانی‌اش جوری نوشته بود که من ِ تازه‌باسوادشده بتوانم به‌راحتی بخوانم‌اش:

 

     یک عمر بدی کردی و دیدی ثمرش را

     خوبی چه بدی داشت که یک‌بار نکردی

تصویر غلط غربی‌ها از مسلمانان

یک تصویر وارونه

جان ال. اسپوزیتو و دالیا مجاهد / ترجمه هادی نیلی

... تحلیل ‌محتوای رسانه‌ها در ایالات‌متحده نشان می‌دهد که اکثر پوشش‌های خبری به اسلام در تلویزیون‌های این کشور، به‌روشنی منفی هستند. آمریکایی‌ها هرروز با گزارش‌های خبری‌ای درباره مسلمانان و کشورهایی با اکثریت مسلمان بمباران می‌شوند که در آن گزارش‌ها، زیاده‌گویی‌ها و لفاظی‌ها - و نه سند و مدرک - است که عواطف مخاطب را پیش می‌برد.

به جای آنکه به افراطی‌‌ها در هر دو سوی ماجرا اجازه بدهیم به ما دیکته کنند که چطور باید درباره اسلام و درباره غرب حرف بزنیم، لازم است هوشیارانه و با دقت به صدای مردم عادی گوش کنیم. پیروزی ما در جنگ با تروریسم، به این بستگی دارد.

+ منبع: لس‌آنجلس‌تایمز - 2 آوریل 2008

[متن کامل ترجمه این یادداشت، با اجازه نویسندگان آن برای بازنشر توسط مترجم، در شماره 475 روز سه‌شنبه 3 اردیبهشت 1387 در روزنامه کارگزاران منتشر شد.]

ادامه نوشته

مسلمانان اروپایی بیش از هم‌شهری‌های دیگر خود به آزادی بیان باور دارند

یک سورپریز اجتماعی

جان ال. اسپوزیتو و دالیا مجاهد / ترجمه هادی نیلی

 

     ... مدعیان خود خوانده آزادی اغلب فراموش می‌کنند که دیوسازی از یک اقلیت دینی، تهدیدی در قبال آزادی است؛ تهدیدی آشنا. این‌گونه لفاظی‌ها به معنای برانگیختن حمایت سیاسی برای جعل‌کنندگان هراس است و بنیان دموکراسی مشارکت‌جویانه را ویران می‌کند و اجازه نمی‌دهد شهروندانی آگاه تربیت شوند که با متانت رهبران خود را بر اساس معیارهایی عقلانی که هوشیارانه طراحی شده‌اند، انتخاب کند.

 

     هراس، تفکر انتقادی و رغبت به مطالبه‌کردن از قدرت و جوابگو-نگه‌داشتن دولت را ویران می‌کند. آزادی هیچگاه بیشتر از زمانی که رکن جامعه دموکراتیک آن تضعیف شده، ضربه نخورده است. با تحریک عواطف توسط پروپاگاندای نژادپرستانه، آزادی تضعیف شده است؛ نه اینكه تقویت شود.

 

+ منبع: نیوزویک، واشنگتن‌پست - آوریل 2008

 

[متن کامل ترجمه این یادداشت، با اجازه نویسندگان آن برای بازنشر توسط مترجم، در شماره 475 روز سه‌شنبه 3 اردیبهشت 1387 در روزنامه کارگزاران منتشر شد.] 

ادامه نوشته