
آخرین فریمهای یک محکوم به مرگ
Paradise Now (عربی: جنة الآن | فارسی: اینک بهشت)
هاني أبو أسعد
90 دقیقه
2005
«اینک بهشت» (که شاید بتوان آنرا «بهشت، همین حالا» هم ترجمه کرد) نامزد گرفتن اسکار 2006 بهترین فیلم خارجی بود و به نظر منتقدان سینمایی در میان فیلمهای رقیبش، بهترین بود و بخت اول این جایزه اسکار. این فیلم پیشتر از اسکار، جایزه بهترین فیلم خارجیزبان را در رقابت سینمایی گلدنگلاب ۲۰۰۵ و جایزههایی را در جشنواره فیلم بینالمللی برلین ۲۰۰۵ گرفتهبود. بااینحال نتیجهای که ساعت 5 بعدازظهر روز 5 مارس 2006 در سالن کداک اعلام شد، چیز دیگری بود؛ شاید پیشبینی هاني أبو أسعد (نام درست کارگردان هاني أبو أسعد است، و نه آنچنان که در رسانههای فارسی نقل شده هانی ابواسد) درست بود که دو شب قبل از اعلام نتایج اسکار در یک نشست رسانهای گفت هیچ امیدی به موفقیت فیلمش ندارد، چون خبر دارد که لابیهای صهیونیست در اعمالنظر برای نادیدهگرفتهشدن «اینک بهشت» موفق شدهاند و رای اعضای آکادمی برای فیلم او نیست. او درباره نامزدی فیلم مناقشهبرانگیزش در گلدنگلاب، به گاردین گفت که حتا نامزدشدن فیلم یک شوخی است!
«اینک بهشت» از همان ابتدا که نامش در فهرست نامزدهای اسکار قرار گرفت، مناقشهبرانگیز شد و گروههای یهودی پرنفوذ و پرجمعیت در ایالاتمتحده به شیوههای مختلفی از جمله تجمعهای پرسروصدا مخالفت شدید و قاطعشان را با «شرکتدادهشدن» این فیلم در میان نامزدهای اسکار بهروشنی ابراز کردهبودند، چه برسد به «برندهشدن» آن در میان چهار نامزد ضعیف و غیرقابلاعتنای دیگر! سر اینکه اکادمی اسکار این فیلم را «از کجا» معرفی کند هم دعوای جدیای درگرفت: اسرائیل، فلسطین، مناطق فلسطینی، یا - چنان که سرانجام اعلام شد - حاکمیت فلسطینی؟! - مناقشهای که پیشتر هم بر سر فیلم «Divine Intervention = دخالت الهی (دست خدا)» ساخته ایلیا سلیمان درگرفتهبود و علت آن روشننبودن تعریف فلسطین و فلسطینی در عرف بینالمللی است.
اینطور که سازندگان فیلم میگویند، آنها در جریان ساختن این فیلم هم زیرفشار بودهاند: هدف گلوله قرار گرفتهاند؛ وسایلشان ضبط شده؛ بازداشت و زندانی شدهاند؛ و نزدیک بوده یکی از اعضای گروه روی مین برود! (عکسهایی از پشتصحنه تولید فیلم) هاني أبو أسعد در گفتوگویی با دیلیتلگراف درباره «اینک بهشت» گفت که بر سر ساختن این فیلم، با جانش بازی کردهاست و دیگر حاضر نیست چنین کاری بکند!
کارگردان فلسطینی «اینک بهشت»، تردیدها و باورهای دو جوان فلسطینی را به تصویر کشیده که برای انجام عملیات استشهادی / انتحاری در تلآویو پایتخت دولت اسرائیل انتخاب شدهاند.
سعید و خالد دو جوان بیستواندیساله فلسطینیاند که در یکی از اردوگاههای حاشیه مناطق اشغالی سکونت دارند و در یک تعمیرگاه اتومبیل شغل معمولی و حتا شاید دستپایینی دارند. در این میان پای صُحا هم به میدان باز میشود که پدرش از چهرههای اسطورهای مبارزه با اشغال نزد فلسطینیهای اردوگاهنشین است و از قرار معلوم سعید به او علاقهای نسبی دارد.
بعد از آنکه با سعید و خالد آشنا میشویم و در هرکدام چیزهایی پیدا میکنیم که به خاطرش دوستشان داشتهباشیم، به ایندو خبر داده میشود با توجه به اینکه اعلام داوطلبی کرده بودهاند، فردا نوبت آنهاست که برای عملیاتی راهی شوند. تماشاگر جایی متوجه نوع عملیاتی میشود که سعید و خالد راهی آن هستند که میبیند نیروهای مبارز دارند بمبهای ضامندار به کمر آنها میبندند.
از سعید و خالد فیلمهای ویدئوییای که در آن با خانوادهشان حرف میزنند و قرآن میخوانند، ضبط میشود و راهی عملیات میشوند. اما با حضور ناگهانی و مشکلساز گشتیهای اسرائیلی در نقطهای از مرز که سعید و خالد میخواهند از آنجا وارد منطقه اشغالی شوند و خودشان را به شهرک یهودینشین برسانند، عملیات برنامهریزیشده نیروهای مبارز که گویا از ماهها پیش برنامهریزی شده بوده به هم میریزد و آنها به همراه خالد عقب میکشند اما سعید را پیدا نمیکنند که او را هم با خود ببرند.
سعید که احساس میکند او را تنها وانهادهاند، خودش را به شهر میرساند. غیبت چندساعته او باعث میشود نیروهای مبارز و مسئول محلی آنها به سعید شک ببرد که او اطلاعات این عملیات بهشدت محرمانه و برنامهریزیشده را به اسرائیلیها رساندهباشد. در این میان البته سابقه پدر درگذشته سعید که در فیلم به عنوان یک «خودفروخته» یا «مزدور» شناخته میشود و از قرار معلوم با اسرائیلیها همکاریهایی داشته یا دستکم اینطور معروف شده، به این سوءتفاهم دامن میزند.
با جدیترشدن تدریجی علاقه سعید به صحا و دلایلی که آن دختر اروپادیده برای نادرستبودن عملیات استشهادی / انتحاری میآورد، سعید درباره درستی تصمیمی که گرفته به فکر میافتد. با این حال او مصمم است ننگی که از نوجوانی به خاطر چهره خودفروخته پدرش بر پیشانی خود احساس میکرده، با این عملیات پاک کند؛ شاید به این ترتیب بتواند برادر و خواهر کوچکتر و مادرش را هم عزت بدهد. با این حال اما و اگرهای صحا در خالد که اتفاقاً تا پیش از این برای چنین عملیاتی مصرتر از سعید بوده، کارگر میافتد و در نهایت او را از انجام عملیات بازمیدارد. ولی سعید تا پایان خط که همان پایان فیلم هم هست، پیش میرود و ... .
«اینک بهشت» فیلمی آرام است؛ همانقدر که بهآرامی نشان داده چهطور به سعید و خالد خبر میدهند که قرار است فردا عملیات داشتهباشند، بهآرامی نشان میدهد صحا چه دلایلی دارد برای اینکه عملیات استشهادی / انتحاری بینتیجه و اشتباه است. اینکه چهره مبارزان فلسطینی - به جز رییس غیرمحلیشان که در آخرین مرحله وارد کار میشود - چهرهای دوستداشتنی و آرام و همدلیبرانگیز تصویر شده، میتواند به خاطر دردکشیدهبودن کارگردان فلسطینیالاصل فیلم باشد.
در طول 90 دقیقه «اینک بهشت»، با تحقیری که جوانان فلسطینی اردوگاهنشین و کمبودهای زنده در زندگی روزمره آنها آشنا میشویم و دلایل سعید و خالد را برای اینکه به عملیات استشهادی / انتحاری رو بیاورند، سر ِ صبر میشنویم و البته از زبان صحای اروپادیده یکی از قهرمانهای مبارزه «فلسطینی در برابر اسرائیلی» میشنویم که چرا مبارزه استشهادی / انتحاری نه تنها جواب نمیدهد و نتیجهای نمیدهد، که شاید با احتیاط بتوان گفت نادرست هم باشد. اما در نهایت فیلم که تمام میشود، تنها انگیزهای که از یک استشهادی / انتحاری مانند سعید به تماشاگر ناآشنا میدهد، پاککردن ننگ خیانت پدر از پیشانی خانواده است: خالد که در ابتدای کار برای انجام عملیات استشهادی / انتحاری مـُُصـِـرتر از سعید بوده، چون انگیزهای به قوت سعید نداشته، میتواند خود را از انجام عملیات منصرف کند.
فیلم، خود را درگیر این بحث نمیکند که آیا میتوان شهروندان غیرنظامی و کودکان و نوجوانانی را که در انتخاب محل بهدنیاآمدن یا سکونتشان تصمیمگیرنده نبودهاند، هدف عملیات استشهادی / انتحاری قرار داد یا نه: در آخرین صحنه فیلم که به نظر میرسد سعید خود را منفجر میکند، او را در اتوبوسی میبینیم که به جز خود سعید، همه کسانی که سوار آن شدهاند - چه زن و چه مرد - لباس نظامی بر تن دارند. هرچند همین لباس نظامی هم خود میتواند استعارهای از آن گفته یک مبارز استشهادی / انتحاری فلسطینی باشد که «هر شهروند اسرائیلی - چه زن و چه مرد و چه کودک و چه بزرگسال و چه نظامی و چه غیرنظامی - با زندگیکردن در یک سرزمین اشغالشده در واقع لباس نظامی بر تن کردهاست» (نقل به مضمون). سوالی که در «اینک بهشت» پیش روی سعید و خالد قرار میگیرد، بیش از همه این است که آیا این سبک از مبارزه اصلاً کارآییای دارد، و آیا - آنطور که صحا میگوید - باعث نمیشود که اشغالگران اسرائیلی چهرهای مظلوم و حقبهجانب نزد افکارعمومی جهان پیدا کنند و بهاینترتیب در ادامهدادن اشغال و سرکوبگری مـُحـِـق شوند؟!
با این حال، هاني أبو أسعد با ندادن پاسخی روشن و نهایی به این پرسش، کاری کرده که نه مبارزان فلسطینی و نیروهای استشهادی / انتحاری که شاید انتظار داشتهاند «اینک بهشت» بهروشنی و فاش در جبهه آنها قرار گیرد، از فیلم دل خوشی داشتهباشند، و نه لابیهای یهودی حامی اسرائیل که انتظار داشتهاند این فیلم هم مانند فیلمهای متعدد و گرانقیمت دیگری که به شکلی به مبارزه فلسطینیها در برابر اسرائیلیها میپردازد، این مبارزه را تقبیح کند و از مبارزان فلسطینی چهرهای منزجرکننده و خشن و غیرانسانی تصویر کند! هرچه هست، أبو أسعد با قرارندادن خود در هیچیک از این دو جبهه، کاری کرد که فیلمش توسط یک پخشکننده جهانی و موفق (Warner Independent Pictures) در سطح جهان نمایش دادهشود - حتا در سینماهای تلآویو پایتخت اسرائیل!
+ یکی از دیالوگهای قوی و تعیینکننده «اینک بهشت» به انتخاب نیوزویک:
خالد:
- اگر نمیتونیم برابر با اونها زندگی کنیم، دستکم میتونیم برابر با اونها بمیریم. تا وقتی بیعدالتی هست، یکی باید فداکاری کنه.
صحا:
- توی انتقامگرفتن، هیچ فداکاریای نیست. اگر تو آدم بکشی، اونوقت دیگه هیچ فرقی بین اشغالگر و قربانی نیست.
خالد:
- اگر بمیریم، دستکم میریم به بهشت.
صحا:
- بهشتی وجود نداره! اون فقط توی ذهن توئه.
خالد:
- ترجیح میدم برم به بهشتی که توی خیالم دارماش تا اینکه توی این جهنم زندگی کنم.
بیشتر:
+ هاني أبو أسعد ( IMDB | Wikipedia )
+ «اینک بهشت» ( Official Site | IMDB | Yahoo! Movies | Wikipedia )
درباره:
+ بلیط بهشت؟ Christianity Today
+ هاني أبو أسعد: با جانم بازی کردم Daily Telegraph
+ هاني أبو أسعد: نامزدشدناش هم یک شوخی بود Guardian
+ فیلمی که انگیزههای عملیات انتحاری را میکاود BBC
+ چرخه خشونت Open Democracy
+ لابیهای اسرائیلی علیه حضور نام «فلسطین» در اسکار Reuters
+ مبارزان انتحاری هم آدماند Newsweek
+ اینک آنتیسمیتیزم ynetnews.com