مسلمانان اروپایی بیش از همشهریهای دیگر خود به آزادی بیان باور دارند
جان ال. اسپوزیتو و دالیا مجاهد / ترجمه هادی نیلی
این جبههبندی با اقدام مسلمانان حاشیهای که با خشونت و تخریب به کاریکاتورهای دانمارکی واکنش نشان داده بودند، از همیشه آسانتر شده است. کسانی که این فیلم را به عنوان نمونهای از به رخکشیدن آزادی توسط کشورهای غربی میدانند، میگویند فیلم ویلدرز محصول این اصل آزادی است و نشان میدهد غرب از ارزشهایش در برابر بنیادگرایی اسلامی دفاع میکند. آنها ادعا میکنند مسلمانان باید یاد بگیرند که در یک جامعه آزاد، روزنامهها میتوانند هرچه بخواهند چاپ کنند؛ از جمله چیزهایی که ممکن است توهینکننده باشند. خشونت یا تهدید آن، به هیچوجه پاسخی درخور برای هیچ فیلمی نیست و مطمئنا بیم خشونت نباید روزنامهها را تحتتاثیر قرار دهد که چه چیز چاپ کنند.
با این حال، آنچه معمولا در این نگاه سیاه و سفید به جهان دیده میشوند، طیف خاکستری اروپاییهایی است که برخلاف تصور، قطبی شدن و لفاظیهای نژادپرستانهشان برای همان ارزشهای غربی از جمله آزادی بیان، تهدیدی عمده است. دادههای آماری درباره دیدگاههای مردم بریتانیا، فرانسه و آلمان به آزادی بیان، تصویری پیچیدهتر شکل میدهد.
اکثریت در سرتاسر این کشورهای اروپایی برجسته و مهم، با این تصور که روزنامهها میتوانند هر آنچه بخواهند چاپ کنند، مخالف بودند. وقتی از آنان پرسیده شد که آیا روزنامهها میتوانند کارتونهایی با دستمایه قرار دادن هولوکاست منتشر کنند، تنها 18درصد از فرانسویها، 15درصد از بریتانیاییها و 10درصد از آلمانیها پاسخ مثبت دادند. همینطور، فقط یک نفر از هر 10 نفر در این کشورها گفت روزنامهها میتوانند یک نشانه نژادپرستانه چاپ کنند و فقط 6درصد از بریتانیاییها، یك درصد از فرانسویها و هیچکدام از آلمانیها گفتند که پورنوگرافی کودکان نیز میتواند زیر چتر آزادی بیان منتشر شود.
با این حال، وقتی از آنان درباره انتشار کاریکاتورهای دانمارکی پرسیدیم، پاسخگویان در هر سه آن کشورها خیلی آزادمنشتر شدند؛ بهخصوص در آلمان. 36درصد از بریتانیاییها و 40درصد از فرانوسویها گفتند به نظر آنان چاپ آن کاریکاتورها قابلقبول بوده است. این اظهارنظر آنان در قیاس با دیگر موارد، معنا پیدا میکند. در افکار عمومی آلمان که عملا هیچ مدارایی با دیگر اظهارات توهینآمیز ندارد، 59درصد میگویند چاپ یک کاریکاتور از حضرت محمد در هیبت یک تروریست باید در چتر آزادی بیان حفاظت شود. شگفتآور اینکه میزانی که هر یک از این جوامع چاپشدن کاریکاتورهای دانمارکی را به عنوان اقدامی قابل قبول قلمداد میکند، با میزان پذیرش کلی آنان نسبت به اظهارات توهینآمیز همخوانیای ندارد، هر چند با دیدگاههای نامطلوبشان درباره مسلمانان همخوانی دارد.
افکار عمومی بریتانیا، تنها کشور در میان این سه که مردمش کمی دیدگاه مثبتتری (سهدهم) به مسلمانان دارند تا دیدگاهی منفی (دو دهم)، همچنین تنها گروهی است که اکثریتی ناچیز فکر میکند انتشار آن کاریکاتورها غیرقابل قبول بوده است. در مقابل، افکار عمومی آلمان که در آن اکثریتی قوی فکر میکند انتشار کاریکاتورهای دانمارکی قابلقبول بوده، نزدیک به چهار برابر بیشتر از افکار مثبت، افکار منفی درباره مسلمانان دارد (27درصد در برابر 7درصد). مسلمانانی که در پایتخت این کشورها زندگی میکنند، به شکلی چشمگیر، دیدگاههای متفاوتی بروز میدهند. همانطور که این سه گروه در خیلی از مسائل متفاوت هستند، اکثریت بزرگی از این مسلمانان در این سه پایتخت، انتشار هر چهار مورد ذکر شده را غیرقابل قبول میدانند.
اکثریت مسلمانان در این سه پایتخت، همان کسانی که ایمان و هویت قومی برایشان به یک اندازه اهمیت دارد، انتشار آن کاریکاتورهای حضرت محمد را به اندازه انتشار آن نشانه نژادپرستانه و غیرقابل قبول میدانند. در نظر خیلی از آنان، فیلم ویندرز و امثال آن، با بهکاربردن لفظ «کاکاسیاه» که برای تحقیر سیاهپوستان استفاده میشده، یکی است و از دهان کسی در موضع قدرت علیه افراد کلاسپایین بهحاشیه راندهشده خارج شده است. به زعم آنان، چنین برخوردی نه یک اظهارنظر که یک پیشداوری و تعصب است.
کنایهآمیز آنکه مدعیان خود خوانده آزادی اغلب فراموش میکنند که دیوسازی از یک اقلیت دینی، تهدیدی در قبال آزادی است؛ تهدیدی آشنا. اینگونه لفاظیها به معنای برانگیختن حمایت سیاسی برای جعلکنندگان هراس است و بنیان دموکراسی مشارکتجویانه را ویران میکند و اجازه نمیدهد شهروندانی آگاه تربیت شوند که با متانت رهبران خود را بر اساس معیارهایی عقلانی که هوشیارانه طراحی شدهاند، انتخاب کند. هراس، تفکر انتقادی و رغبت به مطالبهکردن از قدرت و جوابگو-نگهداشتن دولت را ویران میکند. آزادی هیچگاه بیشتر از زمانی که رکن جامعه دموکراتیک آن تضعیف شده، ضربه نخورده است. با تحریک عواطف توسط پروپاگاندای نژادپرستانه، آزادی تضعیف شده است؛ نه اینكه تقویت شود.
آنچه روزنامهها برای چاپکردن انتخاب میکنند، بازتابی است از تحولات و فهم جامعه از مدنیت و ادب. در ایالاتمتحده، مجموعه تلویزیونی «آموس و اندی» یک برنامه عموما قابل قبول بود تا وقتی که ستیز ما برای حقوق مدنیمان به ما کمک کرد دریابیم که آن مجموعه، نژادپرستانه و بیسلیقه ساخته شده بود. هرچند NAACP برای دههها به تصویر منفیای که در آن مجموعه از سیاهان ارائه میشد اعتراض میکرد، آن برنامه سرانجام نه به خاطر منع در حیطه قانونی پخشش متوقف شد، بلکه به این خاطر که جامعه ما در حیطه اخلاقی رشد کرده و آن مجموعه را پشتسر گذاشته بود. جامعههای اروپایی که برایشان زندگی در جامعهای چند فرهنگی هنوز نسبتا جدید است، نیز باید چنان رشدی بکنند.
با وجود همه اشتباهها و منازعههای پیش روی ما، آمریکا میتواند چیزی درباره روابط چند فرهنگی به دنیا یاد بدهد. ما در جریان ستیزمان برای حقوقمدنیمان، دستکم در حرف، یاد گرفتیم که دموکراسیمان محکمتر میشود وقتی دیگر بخشهایی از شهروندانش را پس نزند، و یاد گرفتیم که وقتی تعریف ما از شهروند، شامل آنان نیز بشود، آزادی ما صیانت شده؛ نه اینكه وجهالمصالحه قرار گرفته باشد.
+ منبع: نیوزویک، واشنگتنپست - آوریل 2008
[این ترجمه، با اجازه نویسندگان آن برای بازنشر توسط مترجم، در شماره 475 روز سهشنبه 3 اردیبهشت 1387 در روزنامه کارگزاران منتشر شد.]