معدن، چین، سیانان
کارکردهای پیدا و پنهان
به فاصله دهروز، دو اتفاق مشابه در ایالاتمتحده و در چین افتاده است.
بیستروزپیش شش معدنچی آمریکایی (گویا به خاطر رعایتنشدن مسائل ایمنی) در معدنی در ایالت یوتا گیر افتادند و از همان روز اول به لطف چشم و گوش هوشیار اندرسون کوپر، این خبر به یکی از خبرهای اول سیانان تبدیل شد که هر روز چندبار آخرین خبرها را درباره روند تلاش برای پیداکردن این معدنچیهای گیرافتاده پخش میکرد.
دهروزپیش هم ۱۸۱معدنچی چینی (به خاطر سیل که عاملی غیرقابلپیشبینی و خارج از توان برنامهریزی مدیران معدن چینی بود) در یک معدن در استان شاندونگ چین گیر افتادند. در این باره هم سیانان هربار آخرین خبرها را پخش میکرد که تصویری که هربار برای این خبرها پخش میشد، صدها معدنچی و صدها پلیس چینی را نشان میداد که داشتند سعی میکردند با قراردادن صدها کیسه شنی در برابر جریان سیل، جلوی غرقشدن معدنچیهای گیرافتاده را بگیرند!
در این فاصله دهروزه، کمپین تبلیغاتی و پرسروصدای مدیران صنعتی ایالاتمتحده (ویدئو) برای بیاعتبارکردن کیفیت محصولات چینی با توسل به دیدهشدن موارد فراوان نقض استانداردهای اسباببازیسازی در محصولات یکی از ۱۰هزار کارخانه اسباببازیسازی چینی که ۸۰درصد از اسباببازیهای دنیا (منبع) را تولید میکنند، هم با موفقیت نسبی صورت گرفت.
بعد از بیستروز انتظار خانوادهها و دوستان معدنچیهای آمریکایی، رییس شرکت معدنی مربوطه که در این مدت به پی ثابت ارتباطهای از راه دور سیانان تبدیل شده بود، بالاخره کمکم رضایت داد که احتمالاً معدنچیها مردهاند! همه این بیستروز، این کندوکاو مامورین نجات فقط به خاطر صدای ناشناختهای بود که همان روزهای اول از زیر زمین شنیده شد و حدس زده شد که ممکن است از معدنچیهای گیرافتاده باشد.
در طرف چینی ماجرا، دهروز از ماجرا گذشت و جز اظهارنظرهای رسمی مقامهای دولتی چین درباره چند و چون ماجرا و تلاشها برای نجات معدنچیها، هیچ خبری منتشر نشد.
آخر سر، خانوادههای معدنچیها در این دو کشور در دو سوی اقیانوس آرام، درست در یکروز ناآرام شدند و هریک به شیوه خود واکنش نشان دادند. آمریکاییها گفتند که عصبانی هستند و قصد دارند در این باره علیه شرکت معدنی مربوطه، اقامهدعوای قانونی کنند. اما چندتا از خویشاوندان معدنچیهای گیرافتاده چینی، چوب دستشان گرفتند و به شرکت معدنی مربوطه حمله کردند و شیشههای تابلوهای اعلانات و ساعتهای دیواری شرکت را شکستند! (ویدئو از بیبیسی) سیانان این هردو تصویر را بارها پهلوبهپهلوی هم پخش کرد تا حسابی حالیمان کند تفاوت سبکزندگی چینی را با سبکزندگی آمریکایی.
فراتر از این ایده که چون سیانان، آمریکایی است و قاعدتاً در جنگ سرد چین و ایالاتمتحده (I، II، III)، طرف واشنگتن را میگیرد و گذشته از این که سیانان جداً پیگیر پروژه هیولاسازی Demonisation از چین است و این را بهخوبی میشود در گزارشهای پرآبوتاب و - در مقایسه با رسانه بیطرفتری مانند بیبیسی – جانبدارانهاش از ماجرای اسباببازیهای آلوده چینی بهقوت سراغ گرفت، ماجرای موازی معدنچیها در یوتا و در شاندونگ درس دیگری هم دارد.
با وجود رسانهای قدرتمند و فراگیر مانند سیانان و با پوشش خبری چشمگیرش درباره گیرافتادن ۶ معدنچی، هم افکارعمومی و هم خانوادههای معدنچیها تا اندازهای حس کردهاند صدای مظلومهای داستان شنیده شده و دستبالا، قرار میشود اقامهدعوای قانونی شود. اما در چین که هرچه باشد رسانهای به فراگیری و قدرتمندی سیانان را نمیتوان در آن سراغ گرفت، خانوادهها و نزدیکان معدنچیها چنان از شنیدهنشدن صدایشان برمیآشوبند که سعی میکنند با صدای شکستن شیشههای نازک ساعتدیواری دفتر نگهبان ساختمان شرکت معدنی مربوطه، کاری از پیش برده باشند.
شاید اگر چین هم سیانان داشت، در همین ۲۰روز میتوانست به طور غیرمستقیم خانوادههای معدنچیهای گیرافتاده را به اقدام قانونی فرابخواند؛ اقدامی که از همان شب اول اندرسون کوپر احتمالش را داد و در واقع این راه را پیش پای خانوادههای داغدار گذاشت. شاید سیانان در این سههفته در گوشه و کنایهزدن و حتا انتقاد صریح و بیپرده نسبت به مقامات ایالتی یوتا که هنوز نتوانستهاند ایمنی معادن را بهخوبی برآورده کنند، کم نگذاشت اما جلوی یک انفجار احساسی مشابه آنچه خانوادههای معدنچیهای چینی تجربه کردند و نشان از آتشیشدن بقیه خانوادهها هم داشت، بهخوبی گرفت.