آیا گفتمان دیپلماتیک، تاثیری بر گفتمان عمومی می‌گذارد؟!

 

به نظرم نکته‌ای که در ماجرای هسته‌ای ایران فراموش‌شده مانده، تاثیر گفتمان و ادبیات مسئولان پرونده هسته‌ای ایران است که مفهوم «حق» را این‌طور قوی و پررنگ در میان عموم جامعه ایرانی جا انداخته است.

۸سال‌پیش مخالفان ایدئولوژیک سیدمحمد خاتمی او را متهم می‌کردند که چرا از حق مردم حرف می‌زند؛ در حالی که -به باور آنان- مردم در برابر خداوند (و تبعاً در برابر نظام سیاسی ایران) فقط تکلیف دارند و حقی برای آن‌ها وجود ندارد که بخواهند از آن حرف بزنند.

حالا که چهارسالی هست مسئولان ارشد ایرانی مرتباً از حق (آن هم حق مسلم) مردم ایران برای برخورداری از انرژی هسته‌ای سخن گفته‌اند و عملاً کاری کرده‌اند که دیگر حتی سرسخت‌ترین طرف مقابل یعنی مسئولان ایالات متحده هم بر آن صحه می‌گذارند، دیگر بعید به نظر می‌رسد لازم باشد به یاد ایرانی‌ها آورده شود که اصولاً بشر در برابر هر تکلیف و وظیفه‌ای، از حق و حقوقی هم برخوردار است و این‌طور نیست که بتوان به‌سادگی شهروندی را که به تکالیف و وظایف شهروندی‌اش عمل کرده، از حق‌های مسلم دیگرش محروم کرد.

یعنی درواقع می‌شود امیدوار بود که این‌طور باشد؛ یا اگر خدای‌ناکرده نیست، بشود!

;)