قطعنامه نوروزی من
سال ۸۷، سال «نه»گفتن!
اینروزها یکی دیگر از مجموعههای خندهدار (طنز؟!) ساخته مهران مدیری و گروهش از شبکه سوم تلویزیون ایران پخش میشود که مانند همیشه، به نظر میرسد با اقبال نسبی عامه مردم روبهرو شده است.
در این مجموعه با نام «مرد هزارچهره» که به گفته نویسندهاش ایده آن از طرف مدیریت شبکه سه پیشنهاد شده است، بهخوبی به ساختارهای قانونی مجرمپرور در ایران اشاره شده است. شخصیت اول مجموعه که مسعود شصتچی نام دارد، در دادگاهی که برای رسیدگی به جرمهای او ترتیب داده شده، ادعا میکند این خودش نبوده که مرتکب چنان جرایمی شده؛ بلکه چون نمیتوانسته به دیگران نه بگوید، ناخواسته تخلفاتی کرده است.
با وجود کمفروشیهای همیشگی مهران مدیری و گروهش در تهیه چنین مجموعههایی که در این مجموعه اخیر هم توی چشم میزند، اینیکی مجموعه بیش از بقیه به دل من نشسته و بیشتر مرا به خنده انداخته است. یکی از دلایل این علاقهمندیام، حسّ همدردیای است که با مسعود شصتچی دارم!
من هم مانند مسعود شصتچی، بزرگترین نقطهضعف خودم را ناتوانی در نهگفتن میدانم. بارها پیش آمده که صرفاً چون نتوانستهام پیشنهادهای کاری، موقعیتهای جدید حرفهای، دعوتهای مختلف برای مهمانیها و بیرونرفتنهای دوستانه، و از اینقبیل را رد کنم و بهآسانی بهشان بگویم نه، خودم را در هچلی انداختهام که به خاطرش بارها خودم را لعنت کردهام. بدترین عاقبت این ناتوانیام در نهگفتن، بدقولیهای مکرری است که در حقً دوستانم کردهام. استرس مدام و گاه بلاتکلیفیهای اعصابخردکن، نتیجه دیگر این نقطهضعف من بوده است.
بنا دارم امسال برای خودم، سال نهگفتن به موقعیتها و پیشنهادها و دعوتهایی باشد که از پیش میدانم از پسشان برنمیآیم و حتا اگر هم به هر ترتیبی به آخر برسانمشان، چیزی بهام اضافه نمیکنند و بهآسانی میتوان اسمشان را گذاشت کار عبث!
همینجا از همه دوستانی که در گذشته با بدقولیهایم، کفریشان کردهام، عذر میخواهم و از این دوستان و همکاران میخواهم نهگفتنهای بیسابقه و احیاناً پرتکرار مرا موجّه ببینند. البته این دلیل نمیشود هرکدام از شما، پیشنهادهای خوبتان را بهام نگویید! پیشبینی میکنم وقت بیشتری برای پیشنهادهای خوب پیدا کنم؛ به شرطی که بتوانم به تلههای حرفهای و کاری و رفاقتی، نههای محکمی بگویم و فقط به کارهایی بپردازم که باید و شاید.
پس روی خوشقولی من در سال نو حساب کنید!