چرا مخاطب ایرانی به موضوعات جهانی بیمیل است
در لاک خود
این شماره «شهروند امروز»، خاویر سولانا را بر پیشانی خود دارد؛ مرد «مسامحه / معامله / وقتتلفکنی / رویخوشنشاندهی» با ایران. هفته پیش در شماره سالگرد انتشار این هفتهنامه، محمد قوچانی - سردبیرش- در یادداشتی به این موضوع اشاره کرد که هربار تصویر چهرههای جهانی روی جلد این هفتهنامه رفته، با اقبال کمتری در دکهها مواجه شده است.
«شهروند امروز»، هفتهنامهای است که به نظرم نه ادبیات و نه صفحهبندیاش هیچکدام اجازه نمیدهد مخاطبی باریبههرجهت و گذری برای خود پیدا کند. اینکه حتا مخاطبان چنین نشریه نخبهگرایی به شمارههایی که چهرههای خارجی روی آن بودهاند روی خوش نشان ندادهاند، میتواند حاکی از این باشد که هنوز اهمیت معادلات جهانی برای مخاطب - حتا نخبه- ایرانی، درست جا نیفتاده و روشن نشده است.
اگر بخواهم بلندبلند فکر کنم و اینجا بنویسم، شاید بتوان گفت علت این بیتوجهی آن است که هنوز تاثیر عینی و واقعی این معادلات بر زندگی روزمره و آینده ایرانیها، برای مخاطبان روشن و محرز نشده است. شاید هم چون معادلات جهانی را - یا تحتتاثیر رسانههای دولتی یا بر اساس پیشفرضها و گمانههای خود- صرفاً در توطئههایی خلاصه میبینند که همواره به سوی ملت ایران نشانه رفته است! یعنی معادلات جهانی را چنان ساده میبینند که دیگر دلیلی برای خواندن و دانستن دربارهاش نمیبینند. شاید هم چون اعتمادی به رسانههای ایرانی در این حوزه ندارند.
این بیاطلاعی و بیمیلی به دانستن، میتواند زمینهای را فراهم کند که هرکس به فراخور منفعت شخصی یا گروهیاش، تصویری دلخواه از معادلات جهانی به ایرانیان ارائه کند و از قـِبـَل ِ آن تصویر، نمدی برای خود کلاه کند. شاید این تصویر جعلی و ساختگی و مصلحتی، زیادی خوشبینانه و شاید زیادی بدبینانه باشد. هرچه هست، «واقعیت» نیست.