بوش غیرالکلی چه بود که بوش الکلی چه شود! ای وایاز این دنیا می‌ترسم


شهروند امروز در شماره تازه‌اش، خبری را کار کرده که برایم عجیب و شوکه‌کننده بود.


این هفته‌نامه در صفحه حاشیه‌اش که به خبرهای زرد عوالم جدی می‌پردازد، از جدایی قریب‌الوقوع جورج بوش، رییس‌جمهور آمریکا، از همسرش لورا داده خبر داده است. از قرار معلوم لورا خانم به 20 میلیون دلار راضی شده تا به‌مسالمت و محترمانه، از چهل و سومین رییس‌جمهور آمریکا جدا شود؛ البته پس از پایان روزهای سیاه بوش در کاخ سفید.


اما نکته نگران‌کننده این خبر، جدایی این زن و شوهر نیست؛ که به خودشان مربوط است. چیزی که برایم عجیب بود این‌که در این خبر البته بدون‌منبع، یکی از دلایل جدایی لورا بوش را از شوهرش، بازگشت رییس‌جمهور آمریکا به الکل مطرح شده است.


این‌طور که دلارام عظیمی در این خبرش نوشته، بوش که سابقه اعتیاد به الکل را داشته و ترک کرده، پس از فشارهای روانی حمله به افغانستان و عراق و توفان کاترینا، دوباره به این نوشیدنی رو آورده و به نقل خودمانی‌اش، الکلی شده است.


تا جایی که من شنیده و خوانده‌ام، کسانی که سابقه اعتیاد به الکل دارند، به طور محض از نوشیدنی‌های الکلی نهی می‌شوند چون احتمال زیادی دارد که با اولین جرعه، اعتیاد به الکل (که عمدتاً اعتیادی ذهنی و روحی است) به معتاد سابق باز گردد.


فکرش را بکنید! بوش  ِ مسیحی  ِ به خیال خودش آدم‌حسابی چه بود که حالا از بوش  ِ الکلی چه انتظاری داشته باشیم!


راستش من از این دنیا می‌ترسم. از دنیایی که رییس‌جمهور یکی از قدرتمندترین و تاثیرگذارترین کشورهایش، الکلی باشد.


بدی‌اش این است که تکلیف بقیه رییس‌جمهورها هم به شکلی مشابه، روشن است. این که کسی مست باده الکل شود یا باده توهمات خودپنداشته‌اش، نتیجه‌اش فرقی نمی‌کند. نتیجه‌اش همان است که بوش زمانی گفته بود «گاه سرم را روی شانه خدا می‌گذارم و گریه می‌کنم» و همآوردش در همین نزدیکی‌ها که حرف از هاله و این‌ها زده بود. از این دنیا می‌ترسم!