جنگ، رسانه، قدرت
اینجا کوزوو - آنجا اوستیا
کوزوو، 17 فوریه 2008،
پس از اعلام استقلال این جمهوری از سوی پارلمانش:
میدان اصلی شهر پریشتینا (پایتخت این جمهوری نو) و شهرهای دیگر کوزوو، پر از جمعیت است. قوطیها و شیشههای آبجو بهدست، همه شادند. میخوانند، میزنند، و میرقصند. جوانترها آتشبازی میکنند.
پرچمهای کوزوو و پرچم آمریکا دست جمعیت است. تک و توک پرچم اتحادیه اروپا و یکی پرچم بریتانیا هم در کادر دیده میشود. همه خنداناند.
تصویر بعدی، از صربهای کوزوو است که خشمگیناند، وحشیاند، آتش میزنند، حمله میبرند، و خراب میکنند.
اوستیای جنوبی، 26 آگوست 2008،
پس از اعلام روسیه مبنی بر بهرسمیتشناختن استقلال این منطقه:
جایی میان جنگل، سه چهار نفر جمعاند. کلبهای است و میزی. دختری بهتنهایی میرقصد و چند پیرمرد و مرد میانسال برایش کف میزنند. یک بامو از مدلهای دهه 90 در چارگوش تصویر میآید. پرچم استقلالطلبان اوستیای جنوبی از خودرو بیرون است.
یک بامو با سرعت به دوربین (یعنی ما بینندهها) نزدیک میشود و کمی مانده به آن (یعنی کمی مانده به ما)، ترمز دستی میکشد و اینطوری، یک دور تمام میزند و در جهت وارونه همانطور بهسرعت میتازد. بامو بعدی میرسد. باز هم همان حرکت.
پس از آن، نوبت مردی میانسال است که کلاشینکف به دست دارد. رو به آسمان شلیک میکند و خشاب خالی میشود. مرد میانسال دیگری هم بالاتنه از پنجره آپارتمانش بیرون کشیده و او هم رو به آسمان خشاب خالی میکند.
تصویر بعدی، شهروندان آرام و منظم گرجی را نشان میدهد که در تفلیس، جلوی ساختمان ریاستجمهوری جمع شدهاند تا به این اعلام استقلال، اعتراض کنند.
×××
جنگ روسیه و گرجستان، بیشتر جنگ دوربینهای تلویزیونی بود تا جنگ تانکها و فانتوم و میگ.
نگاهی به این آمار، نشان میدهد کدام طرف بازنده است؛ او که هنوز به رسانه - پیامبر بیمنازع قرن بیست و یکم - ایمان نیاورده است.
مقایسه بازدیدکنندههای سه شبکه تلویزیونی انگلیسیزبان راشاتودی (شبکه دولتی روسیه)، بیبیسی، سیانان

کوزوو، 17 فوریه 2008،پس از اعلام استقلال این جمهوری از سوی پارلمانش:
میدان اصلی شهر پریشتینا (پایتخت این جمهوری نو) و شهرهای دیگر کوزوو، پر از جمعیت است. قوطیها و شیشههای آبجو بهدست، همه شادند. میخوانند، میزنند، و میرقصند. جوانترها آتشبازی میکنند.
پرچمهای کوزوو و پرچم آمریکا دست جمعیت است. تک و توک پرچم اتحادیه اروپا و یکی پرچم بریتانیا هم در کادر دیده میشود. همه خنداناند.
تصویر بعدی، از صربهای کوزوو است که خشمگیناند، وحشیاند، آتش میزنند، حمله میبرند، و خراب میکنند.
اوستیای جنوبی، 26 آگوست 2008،پس از اعلام روسیه مبنی بر بهرسمیتشناختن استقلال این منطقه:
جایی میان جنگل، سه چهار نفر جمعاند. کلبهای است و میزی. دختری بهتنهایی میرقصد و چند پیرمرد و مرد میانسال برایش کف میزنند. یک بامو از مدلهای دهه 90 در چارگوش تصویر میآید. پرچم استقلالطلبان اوستیای جنوبی از خودرو بیرون است.
یک بامو با سرعت به دوربین (یعنی ما بینندهها) نزدیک میشود و کمی مانده به آن (یعنی کمی مانده به ما)، ترمز دستی میکشد و اینطوری، یک دور تمام میزند و در جهت وارونه همانطور بهسرعت میتازد. بامو بعدی میرسد. باز هم همان حرکت.
پس از آن، نوبت مردی میانسال است که کلاشینکف به دست دارد. رو به آسمان شلیک میکند و خشاب خالی میشود. مرد میانسال دیگری هم بالاتنه از پنجره آپارتمانش بیرون کشیده و او هم رو به آسمان خشاب خالی میکند.
تصویر بعدی، شهروندان آرام و منظم گرجی را نشان میدهد که در تفلیس، جلوی ساختمان ریاستجمهوری جمع شدهاند تا به این اعلام استقلال، اعتراض کنند.
×××
جنگ روسیه و گرجستان، بیشتر جنگ دوربینهای تلویزیونی بود تا جنگ تانکها و فانتوم و میگ.
نگاهی به این آمار، نشان میدهد کدام طرف بازنده است؛ او که هنوز به رسانه - پیامبر بیمنازع قرن بیست و یکم - ایمان نیاورده است.
مقایسه بازدیدکنندههای سه شبکه تلویزیونی انگلیسیزبان راشاتودی (شبکه دولتی روسیه)، بیبیسی، سیانان

russiatoday.com
bbc.co.uk
cnn.com
bbc.co.uk
cnn.com
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 18:20 توسط هادی
|