دكتر پرويز پيران، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس شهري (كه البته از نزديك خوش‌تيپ‌تر از اين است كه در تصوير مي‌بينيد!)دكتر پرويز پيران، جامعه‌شناس شهري، معتقد است آن‌چه «جنبش‌جوانان‌ايران» مي‌نامد، درحال بازپس‌گيري عرصه‌ي‌عمومي‌‌اي است كه از جوانان‌ايراني دريغ شده‌است. او اخيراً در يكي از آخرين مقاله‌هاي خود با نام «جنبش‌جوانان‌ايران عرصه‌ي‌عمومي را بازپس‌ مي‌گيرد»، با اشاره به حضور مضاعف جوانان ايراني –به‌خصوص پايتخت‌نشينان‌شان- در فضاهاي عمومي در مقايسه با پدران ومادران‌شان، اظهارنظر كرده كه جوانان به اين‌ترتيب قصد دارند به‌تدريج و بي‌آن‌كه حساسيت نهادهاي تحديدكننده‌ي اين عرصه‌ي‌عمومي را برانگيزند، آن‌چه را براي سال‌ها از ايشان دريغ شده، خود بازپس‌گيرند.

اشاره پرويز پيران به جمعيت روبه‌افزايش جواناني است كه براي گپ‌وگفت‌هاي دوستانه‌شان به كافي‌شاپ‌هاي شهر مي‌روند و گاه ساعت‌ها از وقت‌شان را در آن‌جا مي‌گذرانند، يا براي شركت در كنسرت‌هاي موسيقي جوان‌پسند بليط مي‌خرند، و يا در هريك از ديگر محيط‌هاي عمومي حاضر مي‌شوند. تعداد روبه‌فزوني كافي‌شاپ‌ها و تغييراتي كه كافي‌شاپ‌هاي قديمي‌تر شهر در طراحي‌داخلي خود داده‌اند تا محيطي جوان‌پسندانه‌تر فراهم كنند، يكي از نشانه‌هاي آشكار جوانانه‌ترشدن محيط‌هاي اين‌چنيني است. دراين‌باره البته مي‌توان كافي‌نت‌ها را پيش‌تاز دانست. كافي‌نت‌هاي متعددي كه هم‌زمان با ارزان‌شدن نسبي خدمات اينترنتي و تبعاً همگاني‌ترشدن آن در سال‌هاي پاياني دهه‌ي هفتاد شمسي، و براي پاسخ‌گفتن به نيازهاي ارتباطي شهرونداني كه در منزل‌هاشان رايانه نداشتند يا براي استفاده از آن با محدوديت‌هايي (اغلب از جانب پدران‌ومادران‌شان) مواجه‌ بودند، شكل گرفتند.

اين كافي‌نت‌ها در ابتدايي‌ترين شكل‌هاي خود شامل «مغازه»‌هاي كوچكي بودند كه در آن‌ها دو يا سه دستگاه رايانه -نه‌چندان به‌روز- روي ميزهايي دست‌دوم -و طراحي‌نشده براي استفاده از رايانه- چيده‌شده‌بودند و يك‌نفر هم مسئول محاسبه‌ي ميزان‌استفاده‌ي هركدام از «مشتري»ها ‌بود.اين كافي‌نت‌ها در ابتدايي‌ترين شكل‌هاي خود شامل «مغازه»‌هاي كوچكي بودند كه در آن‌ها دو يا سه دستگاه رايانه -نه‌چندان به‌روز- روي ميزهايي دست‌دوم -و طراحي‌نشده براي استفاده از رايانه- چيده‌شده‌بودند و يك‌نفر هم مسئول محاسبه‌ي ميزان‌استفاده‌ي هركدام از «مشتري»ها ‌بود. در اين كافي‌نت‌هاي اوليه چندان توجهي به امكانات‌رفاهي و ذائقه‌ي كاربران نمي‌شد، كه شايد دليل‌ اصلي آن قيمت بالاي خدمات در آن‌ها بود كه گاه تا «1500تومان به‌ازاي يك‌ساعت استفاده از اينترنت» هم بالا مي‌رفت. اما با اضافه‌شدن به تعداد اين كافي‌نت‌ها، هركدام از آن‌ها براي حفظ مشتريان سابق و جلب مشتريان جديد سعي كردند ايده‌هاي مشتري‌پسندي را به‌كار بندند. استفاده‌ از طراحي‌داخلي دل‌پذير، نورپردازي‌هاي موضعي كه از ياد مشتريان ببرد در كافي‌نت نشسته‌اند، ارائه‌ي خدمات كافي‌شاپي محدود شامل كيك و نوشيدني و البته در ازاي دريافت هزينه‌ي اضافي، و تااندازه‌اي كاستن از هزينه‌هاي اينترنتي، از جمله‌ي اين ايده‌هاي «مشتري»پسندانه بودند.

از همان آغاز بيش‌تر استفاده‌اي كه كاربران كافي‌نت‌ها در ساعت‌هاي حضور خود در اين محيط‌ها از اينترنت مي‌كردند، گفت‌وگوهاي اينترنتي بود كه اغلب با لفظ انگليسي آن و به‌عنوان «چت» شناخته‌ مي‌شود. البته در ايران اين موضوع تنها به استفاده‌ي كافي‌نتي از اينترنت اختصاص ندارد و به‌طوركلي چت يكي از دغدغه‌هاي اصلي جوانان‌ايراني روي اينترنت است تا آن‌جا كه گاه در آمارها گفته‌مي‌شود بيش‌از سه‌چهارم زماني كه جوانان‌ايراني در زمان اتصال‌شان به شبكه‌جهاني‌وب سپري مي‌كنند، صرف «چت‌كردن» مي‌شود.

چت‌هاي طولاني كاربران جوان كافي‌نت‌ها از يك‌سو آنان را به محيط كافي‌نت‌هايي كه در آن‌ها زمان استفاده‌شان را از اينترنت سپري مي‌كردند، وابسته مي‌كرد و ازسوي ديگر اين جوانان را با حضور طولاني‌مدت، مداوم و با فاصله‌هاي زماني كوتاه در يك محيط‌عمومي آشنا مي‌ساخت. نكته‌ي مهم‌تر اما آن است كه چون بهانه‌ي حضور در اين كافي‌نت‌ها استفاده از اينترنت بود، شلوغ‌شدن آن‌ها نتوانست حساسيت نهاد‌هاي تحديدكننده‌ عرصه‌ي‌عمومي را چندان برانگيزد؛ هرچند اين اواخر كه ديگر فرهنگ كافي‌نت‌رويي به‌طور جدي در ميان جوانان‌تهراني جا كرده‌بود، برخوردهايي ضربتي/ مقطعي/ گذرا و البته‌ بي‌تاثير با آن‌ها صورت گرفتند.

با اضافه‌شدن كافي‌شاپ‌ها به فهرست جاهايي كه جوانان‌تهراني هر هفته –حداقل-  يكي‌دوبار بايد به آن‌ها سر مي‌زدند، در حقيقت يكي ديگر از اين محيط‌هاي عمومي توسط آن‌چه پرويز پيران «جنبش‌جوانان‌ايراني» مي‌خواند، «باز‌پس‌گرفته‌»شد.چت‌هاي اينترنتي، دوستي‌هايي را –صرف‌نظر از چندوچون آن‌ها- در پي داشتند. بيش‌تر اين دوستان تازه، اولين قرارهاي ملاقات‌شان را در همان كافي‌نت‌هايي مي‌گذاشتند كه از آن‌جا با هم چت مي‌كردند. اما بعد از آن، شبيه‌ترين جايي كه مي‌توانستند بروند و ساعتي را بي‌دغدغه و دور از صداي رقص انگشتان روي كي‌بورد رايانه‌هاي كافي‌نت‌ها بگذرانند، كافي‌شاپ‌هايي بودند كه با قيمت‌هاي مناسب‌تر و منوهايي كامل‌تر مي‌توانند به آن‌ها كيك و نوشيدني و بستني تعارف كنند. با اضافه‌شدن كافي‌شاپ‌ها به فهرست جاهايي كه جوانان‌تهراني هر هفته –حداقل-  يكي‌دوبار بايد به آن‌ها سر مي‌زدند، در حقيقت يكي ديگر از اين محيط‌هاي عمومي توسط آن‌چه پيران «جنبش‌جوانان‌ايراني» مي‌خواند، «باز‌پس‌گرفته‌»شد.

در كنار كافي‌نت‌ها و كافي‌شاپ‌ها، كنسرت‌هاي موسيقي پاپ و سينماهايي هم كه فيلم‌هاي جوان‌پسندانه‌تر و يا محصولات سينماي جهان را نمايش مي‌دادند، به محيط‌هاي موردعلاقه‌ي جوانان اضافه شدند. در اين ميان هركدام از طيف‌هاي سني/ تحصيلاتي/ طبقاتي/ فرهنگي جوانان، رفته‌رفته محيط‌هاي عمومي‌اي را كه فراخور حال خود مي‌ديدند، پيدا كردند و حضورشان در آن‌ها مداومت پيدا كرد. به‌اين‌ترتيب اين روزها در نگاهي حتا گذرا به كافي‌نت‌ها و كافي‌شاپ‌ها و كنسرت‌هاي موسيقي و سالن‌هاي سينما با چهره‌هايي روبه‌رو مي‌شويم كه تقريباً همگي جوان هستند و اين محيط‌ها را به‌مثابه‌ي نمادهايي از عرصه‌ي‌عمومي در اختيار گرفته‌اند. هرچند نمي‌توان قاعده‌ي پهن هرم‌جمعيتي را كه معطوف به همين طيف سني است، در اين مورد بي‌تأثير دانست؛ اما به اعتقاد كارشناسان مسائل‌اجتماعي و از جمله دكتر پرويز پيران، اين قاعده‌ي پهن جوان در بيش‌ترين تأثيري كه مي‌توانسته بگذارد، شايد به اين جريان سرعت بخشيده و «جنبش‌جوانان‌ايراني» را قدرت داده‌است.

پرويز پيران در مقاله‌ي خود، اين جريان را «جنبش» مي‌خواند چون معتقد است حركتي‌ است هوش‌مندانه؛ البته نه به اين معنا كه تك‌تك اين جوانان هربار كه در محيط‌هاي عمومي حاضر مي‌شوند به اين قصد اين كار را مي‌كنند كه عرصه‌ي عمومي‌شان را بازپس‌گيرند، بلكه به اين معنا كه اين جوانان مي‌دانند اين كارشان چه نتيجه‌اي به‌دنبال دارد و سعي مي‌كنند از هر مجالي كه به‌شان داده‌ مي‌شود بهره ببرند و جوري به حضورشان در محيط‌هاي عمومي ارزش بگذارند كه نهاد‌هاي تحديدكننده اين محيط‌ها چاره‌اي جز به‌رسميت‌شناختن اين محيط‌ها پيش‌روي خود نداشته‌باشند؛ و اين فرآيندي هوشمندانه اما شايد ناخودآگاهانه است.