همان‌قدر كه احساس وحشت كشنده‌تر و مرگ‌بارتر از خود وحشت است، احساس محدوديت هم بدتر و دردناك‌تر از محدوديت است. اين‌طور كه پيداست، [شايد] برخي از نمايندگان محترم ملت [كه ما بايد باشيم لابد!] كمر همت بسته‌اند به انتقال اين احساس نه‌چندان خوش‌آيند به ما مردم؛ احساس محدوديت.
بعدالتحرير: اشتباه نشود! منظورم اين نبود كه لزوماً محدوديت دركار نيست، كه حتّا بانيان محدوديت‌هاي امروزي در جامعه‌مان، چنين ادعايي ندارند (و البته اين خود بحثي جدا مي‌طلبد كه اساساً محدوديت چيست و چه‌را مي‌توان محدوديت ناميد).
اما هرچه باشد هنوز درباره ياهومسنجر و اين قبيل كه چندان (تاكيد مي‌كنم: چندان) محدودمان نكرده‌اند! البته هنوز...