صبحانه پدر و بچه‌ها

بزرگ‌ترها به یادمان می‌آوردند که سال 1370 که دولت هاشمی برای اولین‌بار تصمیم بر تبعیت از قاعده جهانی Day-Light Saving گرفت، این مصوبه از اول اردی‌بهشت‌ماه اجرا شد. روی همین حساب عده‌ای هم‌چنان امیدوار بودند، دولت احمدی‌نژاد در آغاز اردی‌بهشت‌ماه "لغو مصوبه پانزده‌ساله دولت‌های گذشته" را لغو کند و باز هم برنامه سابق جلوکشیدن ساعت‌ها اجرایی شود؛ منتها با یک‌ماه تاخیر. اما امروز اردی‌بهشت هم دارد می‌آید، ولی خبری از چنین تصمیمی نیست. به این ترتیب دولت نهم بار دیگر به تحلیل‌ها و اظهارنظرهای کارشناسانه‌ای که حتی از جانب مسئولان میان‌پایه دولت (مانند معاونت پژوهشی وزارت نیرو) و همین‌طور اصول‌گرایان نسبتاً هم‌صف (مانند احمد توکلی و خوش‌چهره) مطرح می‌شد، بی‌اعتنایی کرد و راه خود را در پیش گرفت.

درباره نتایج این اقدام یک‌دفعه‌ای و بی‌مقدمه دولت حرف زیاد زده شده‌است. اما به نظرم آمد مصوبه دولت نهم در لغو مصوبه دولت‌های پنجم تا هشتم، در کنار تمام نتایج و عواقب مشکل‌ساز و منفی‌اش، شاید نتیجه‌ای مثبت - هرچند جزئی و کوچک - داشته باشد که به‌کلی نادیده گرفته شده‌است. این نتیجه مثبت در نظر اول خیلی هم مهم جلوه نمی‌کند، اما اگر برای آن برنامه‌ریزی دقیق‌تری انجام شود، حتماً می‌تواند آثار خوبی در سطح اجتماعی داشته‌باشد. از زمانی که بوروکراسی اداری سخت‌گیرانه وارد نظام زندگی ایرانی شد و به‌ویژه از اوایل دهه هفتاد که این بوروکراسی نفس تازه کرد، یکی از مشکلاتی که عوام و خواص درباره زندگی شهری در ایران و مشخصاً در تهران برمی‌شمردند، این بود که در بیشتر خانواده‌ها پدر بچه‌ها آن‌قدر زود از خانه بیرون می‌رود که بچه‌ها او را نمی‌بینند و شب هم آن‌قدر دیر به خانه بازمی‌گردد که بچه‌ها خواب‌اند.

هنوز در این باره دقیق نشده‌ام، اما به نظرم آمد نظام جدید ساعت‌های اداری و آموزشی که با لغو مصوبه Day-Light Saving باعث شده بچه‌ها آن‌قدری زودتر از خواب بیدار شوند که بتوانند با پدرشان سر یک میز و نسبتاً هم‌زمان صبحانه بخورند. این نتیجه البته به آن شرط حاصل می‌شود که اساساً صبحانه‌ای در کار باشد و اگر هم هست، آن‌قدر هول‌هولکی و شتاب‌زده صرف نشود که مجالی برای سلام و صبح‌به‌خیرگفتن مفصل، و جویاشدن پدر از حال و روز فرزندان، و درمیان‌گذاشتن مشکلات فرزندان با پدر باقی بماند.

حتی اگر هم برنامه دولت جدید برای ساعت‌های آغازبه‌کار اداره‌ها و مدرسه‌ها در این باره تاثیری نداشته باشد، این مسئله به نظرم آن‌قدر مهم هست که لازم باشد فکری به حالش کرد. فکر نمی‌کنم لازم باشد درباره اهمیت این‌که یک خانواده دست‌کم صبحانه‌اش را دور هم و سر صبر صرف کند، چیزی بنویسم. اگر هم توضیحی لازم است، باشد برای بعد و سر فرصت!