صدام آماده اعدام‌شدن می‌شود. او حاضر نشد کیسه پارچه‌ای سیاه‌رنگی به سرش بکشند و "با چشمان باز" مرد. موفق الربیعی که شاهد ماجرا می‌گوید صدام دم مرگش، خیلی دری‌وری می‌گفته و از اساس درهم‌شکسته بوده.مرگ برای او بهشت است

هرچه فکر می‌کنم، می‌بینم نمی‌توانم از اعدام صدام خوش‌حال باشم.

کسانی مثل صدام را باید به زور هم که شده زنده نگه داشت. صدام‌ها باید زنده بمانند و ببینند که چه‌طور کشورشان از خاک بلند می‌شود؛ ببینند چه‌قدر عقب نگه داشته بودند خودشان و مردم‌شان را؛ ببینند و با وجدان خودشان روبه‌رو شوند که این بهترین عذاب برای آن‌هاست...

این‌همه سال زنده‌ماندن پینوشه یک فایده داشته و آن هم آن نامه رقت‌آور پینوشه بود که روشن کرد انگیزه‌های او چه‌قدر برای خودش محکم و محترم بوده چه راحت می‌توان به نام انسانیت و به نام مردم، جنایت کرد و سپس در مقام توجیه‌اش برآمد اما همیشه توجیه وقتی به کار گرفته می‌شود که عذاب‌وجدانی چیزی داشته باشی.

صدام نباید اعدام می‌شد...